مهرشاد خسروی یکتا

مهرشاد خسروی یکتا دهم شهریور ۱۳۶۱ در لاهیجان متولد شده است. او مدرک کارشناسی نقاشی را از دانشگاه فردوسی مشهد دریافت کرده و این رشته را تا مقطع کارشناسی‌ارشد ادامه داده است. مهرشاد در کارنما‌های گروهی متعددی در ایران شرکت کرده و در کارنامه‌ی حرفه‌ای خود دارای چهار کارنمای انفرادی است که اولین آن سال ۱۳۸۷ در گالری هنر نیشابور برگزار شده است. مهرشاد خسروی سال ۱۳۹۴ برنده‌ی دومین جایزه‌‌ی جشنواره‌ی بین‌المللی نقاشی “پارس آنلاین” شده و از دوران دانشجویی عنوان منتخب سه جشنواره‌ی طراحی، چیدمان و مجسمه‌سازی در نیشابور را نیز دارد. آثار طراحی و نقاشی مهرشاد خسروی همواره با پیش کشیدن دغدغه‌‌های انسان امروزی نمود می‌یابد. واکاوی هویت، ویژگی‌ها و روحیه‌ی افراد و نسبت آن با جامعه از موضوعات مهمی است که او سعی دارد با زبان تصویر به آن بپردازد. به این ترتیب در آثار مهرشاد بدن‌ها اغلب در موقعیتی نامتعارف ظاهر شده و در مواجه با رخدادی بیرونی معمولاً دچار نوعی حیرت و سرگشتگی‌اند. همچنین در پرتره‌های او با در نظر گرفتن خصوصیات روانی افراد، احساسی از ترس و دلهره پدیدار می‌شود که پیوسته بازتابی است از تنگاهای زیستی و اجتماعی.

یادداشت

جاماندگان از زندگی


آثار مهرشاد خسروی بازنمایی وضعیتی است کنش‌پذیر که در بدن زنان و مردان و صورت‌های اغلب به خواب رفته‌شان پدیدار شده است. گویی که این بدن‌ها در نقطه‌ای از زمان متوقف شده و در اغمایی بی‌بازگشت فرو رفته‌اند. زاویه‌ی دید از بالای بدن‌های دراز کشیده با پاهای جمع شده و دست‌هایی که محافظ بدن گشته، به محدودیت و تنگنایی که آنها را دچار این موقعیت کرده تٲکید دارد. این بدن‌ها در حالت ایستاده نیز بی‌دفاعی خود را ابراز می‌کنند. از این رو آنها پیکره‌هایی بی‌قدرت‌اند. آنها به عمد با چشمانی بسته، خود را به عنوان ناظری فعال نسبت به وقایع پیرامون از کار انداخته‌اند. در واقع به خواب رفتگی آنها مبین ترس و استیصالِ ناشی از هجوم رویدادهای ناگوار است؛ چنانچه در حالت بیداری و هوشیاری نیز دست‌ها مانعی برای نگریستن‌اند. نقاشی‌ها و طراحی‌های مهرشاد غالباً روایتگر درماندگی انسان امروزی است. به واقع انسان‌هایی که غالباً زندگی‌شان دستخوش بحران‌های پیاپی است، بی‌آنکه خود عاملی برای این آشفتگی باشند. او همواره در این تصاویر سعی دارد نگاهی ژرف‌اندیش به مفهوم هویت داشته باشد و بازتاب تنش‌ها و ناآرامی‌ها را در ماهیت چندپاره‌ی زنان و مردان جست‌وجو کند. گویی که افراد در آثار مهرشاد خسروی جاماندگانی هستند که در تعلیقی ابدی باقی می‌مانند؛ آنها یا در جعبه‌های پستی به مقصدی نامعلوم یا در خلائی ناشناخته از زندگی باز می‌مانند. از این سو شیوه‌ی او در طراحی با انبوه خطوط بریده همانطور که توجه به جزئی‌ترین ضرباهنگ زیستی را یادآوری می‌کند وسواس او در این مکاشفه‌گری را هم نشان می‌دهد.
تجربه‌های تصویری مهرشاد از منظره‌ها نیز بی‌شباهت به رفتاری که در بازنمایی فیگورها دارد، نیست. انگار که اندام‌هایی انسانی در هیبت صخره‌ها و سنگ‌ها نمودار شده و در انباشتی متراکم، تجمعی ناسازگار و زمخت ایجاد کرده‌اند. به این ترتیب منظره‌های طراحی شده‌ی او بازنمایی جلوه‌ی زیباییِ مسحور کننده و تسکین دهنده نیست، بلکه روایت فشردگی و در هم تنیدگیِ ترس‌ها و اضطراب‌هایی است که در حد فاصل تیرگی‌ها و روشنی‌ها نمایان شده است.

Untitled | Conte pencil on Cardbord | 60×90 cm | 2011
Untitled | Oil on Canvas | 115 x 100 cm | 2018
Untitled | Oil on Canvas | 100 x 150 cm | 2017
Untitled | Conte pencil on Cardbord | 128 x 86 cm | 2019
Untitled | colored pencil on cardboard | 33 x 45 cm | 2018
Untitled | Conte pencil on Cardbord | 110×140 cm | 2011
Untitled | Conte pencil on Cardbord | 100×70 cm | 2011
Untitled | Oil on Canvas | 130 x 90 cm | 2013

یک اثر | یک تحلیل

چهار پیکره‌ی خوابیده در جعبه‌ای مقوایی، تصویر فشرده شده‌ی جمعی از حضور مردهایی است که در وضعیتی نامتعارف نشان داده شده‌اند. ما در زاویه‌ای از بالا نظاره‌گر آنهاییم. چهار جسم بی‌ تحرک که ناچار برای جا گرفتن در این محفظه‌ی کوچک کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این‌بار جعبه‌ی مقوایی بستری برای حمل اسباب و اشیاء نیست بلکه حمل‌ کننده‌ی چهار انسانی است که برای گریز از چیزی به آن پناه آورده‌اند. از این رو می‌دانیم که آنها به امید دستیابی به جایگاهی بهتر در حال گریزند. حال آنکه نه بستر نحیف و شکننده‌ی جعبه، پوشش مقاومی برای مصون نگه داشتن آنهاست نه آن تکه روزنامه‌های مچاله شده که فضای خالی بینشان را پُر کرده است. از این رو نمایشِ ناسازگاری در نسبت با مفهوم مهاجرت در این تصویر معنا می‌یابد. این نقاشی یکی از آثار مجموعه‌ای است به نام “مهاجرت با جعبه پستی”.
فیگورهای در‌هم تنیده مقصدی نامعلوم را طی می‌کنند و گویی که هریک نماینده‌ی آن گروهی است که در شرایط مشابه، رفتن را به ماندن ترجیح می‌دهد. دو تن از آنها در خوابی عمیق فرو رفته‌اند و دو تن دیگر با چشمانی باز به نقطه‌ای مجهول خیره مانده‌اند. از این رو محدودیت و درماندگیِ حاصل از اوضاع مانع هرگونه حرکت آنهاست و انگار تا زمانی نامعین نیز این وضعیت ادامه دارد.  با این حال می‌پنداری که نقاش پیشاپیش ناکامی در هجرت را اعلام کرده است و امیدی به رستگاریشان ندارد. درواقع نقاش با فاش کردن قصد و اراده‌ی افراد در کوچ کردن از مصیبتی مهیب پرده برمی‌دارد؛ رنجی که هم در ماندن گریبانگیر است و هم در رفتن. او بار دیگر با طرح این پرسش در پی واکاویِ هویت انسان امروزی است که در جدال با نظم موجود آن را از هم گسیخته و گم‌گشته می‌داند.

Untitled | Oil on Canvas | 150 x 200 cm | 20183

پخش ویدیو